مهدى عبداللهى

137

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

( 67 ) گلايهء عثمان و جواب اميرالمؤمنين عليه السلام عثمان زبان به شكايت از على عليه السلام گشوده بود به گونه‌اى كه هر كدام از صحابه بر او وارد مىشد از آن حضرت شكايت مىكرد . « زيد بن ثابت انصارى » كه از طرفداران و نزديكان عثمان بود گفت : اجازه مىدهى پيش على برويم ودربارهء خشم وناراحتى تو نسبت به رفتار او سخن بگوييم ؟ عثمان گفت : بلى ، برويد . زيد به همراه « مغيرة بن اخنس » كه پسر عمّه عثمان بود به همراه عدّه‌اى ديگر نزد على عليه السلام حاضر شدند . زيد شروع به صحبت كرد و پس از حمد و ثناى الهى گفت : خداوند براى تو سلف صالحى در اسلام قرار داده ، و منزلتى كه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله دارى مشخص است . تو بر هر خيرى سزاوارى ، واميرالمؤمنين عثمان پسرعموى تو و والى امّت است . از اين رو دو حق بر تو دارد . حق خويشى و حق ولايت . او در پيش ما از تو گله مىكند كه على از من ايراد مىگيرد و دستورات مرا رد مىكند . ما براى خيرخواهى